پیرمرد و دریا

پیرمرد و دریا

پیرمرد و دریا

پیرمرد و دریا (1952) شناخته شده ترین اثر داستانی از ارنست همینگوی آمریکایی است. پس از انتشار ، نویسنده به صحنه ادبیات بازگشت. داستان از تجربه نویسنده خود به عنوان ماهیگیر در کوبا الهام گرفته است. در اندکی بیش از 110 صفحه ، او ماجراهای یک ملوان پیر و تلاش او برای گرفتن یک ماهی بزرگ مارلین را به تصویر کشید.

این داستان کوتاه برای اولین بار در مجله منتشر شد زندگی، که همینگوی را به وجد آورد ، زیرا کتاب او در دسترس بسیاری از افرادی قرار خواهد گرفت که نمی توانند آن را بخرند. وی در مصاحبه ای اظهار داشت: "... این باعث خوشحالی من نسبت به برنده شدن نوبل می شود." به نوعی ، این کلمات پیش گویی شدند ، مانند این نویسنده در سال 1954 جایزه ادبی نوبل دریافت کرد.

خلاصه ای از پیرمرد و دریا (1952)

سانتیاگو es یک ماهیگیر معروف در هاوانا مانند "قدیمی". او از یک وصله خشن عبور می کند: بیشتر از 80 روز بدون میوه های ماهیگیری. مصمم به تغییر ثروت خود ، او زود قیام می کند تا وارد رودهای خلیج شود ، به نظر می رسد وقتی گاز می گیرد همه چیز بهتر می شود روی قلابش یک ماهی مارلین. او این چالش بزرگ را راهی برای نشان دادن مهارتهای خود به دیگران می داند.

یک نبرد بزرگ

پیرمرد سه روز علیه او جنگید بزرگ و قوی پز؛ در آن ساعتهای طولانی خیلی چیزها از ذهنش گذشت. بین آنها، گذشته اوچه موقع همسرش زندگی کرد و لذت برد رفاه در کار آنها. او همچنین به یاد ماندولین افتاد ، جوانی که از کودکی به او تجارت می داد و همراه وفادار او بود ، اما از آنجا دور شد.

پایان غیرمنتظره

سانتیاگو همه چیز را داد ، و با آخرین تلاش موفق شد ماهی را ایمن کند با زوبین او را زخمی کرد. با افتخار از شاهکار خود ، تصمیم گرفت که برگردد. بازگشت به خشکی به هیچ وجه آسان نبود ، زیرا ماهیگیر پیر باید با کوسه هایی که در کمین صید او بودند مقابله کند. اگرچه او با چند نفر جنگید ، اما کم کم آنها توانستند آن ماهی عظیم را ببلعند و فقط اسکلت آن را ترک کنند ، که احساس شکست را در پیرمرد ایجاد کرد.

نزدیک غروب، سانتیاگو به ساحل رسید. قایق خود را ترک کرد و بقایای ماهی بزرگ و خسته و بسیار غمگین به خانه رفت. با وجود اینکه از مارلین چیزی باقی نمانده بود ، همه در روستا از بزرگی چنین ماهی شگفت زده شدند. ماندولین آنجا بود و ورود را دید ، و از اینکه پیرمرد را رها کرد پشیمان شد ، بنابراین قول داد که دوباره او را در کار همراهی کند.

تجزیه و تحلیل پیرمرد و دریا

ساختار

داستان شامل یک زبانی واضح و ساده ، که خواندن روان و لذت بخش را امکان پذیر می کند. با وجود نداشتن صفحات زیاد - در مقایسه با سایر رمان ها - ، محتوای متراکم و با کیفیت ارائه می دهد. آموزه های بسیاری در این روایت وجود دارد که علاوه بر این ، به تفسیر خواننده نیز بستگی خواهد داشت. به همین دلیل است که می توانید نظرات مختلفی در مورد این کار پیدا کنید.

نمایش سبک

این داستان کوتاه سبک منحصر به فرد نویسنده را نشان می دهد. یک قهرمان معرفی می شود - سانتیاگو ، یک ماهیگیر پیر - که علی رغم سن بالا ، تسلیم نمی شود. مثل همیشه، یک مسئله سطحی وجود دارد: عدم صید؛ با این حال ، داستان فراتر می رود. این شخصیت یک سری موقعیتهای کاملاً انسانی را پشت سر می گذارد ، مانند تنهایی, ناامیدییا ضرر - زیان، اما او همه اینها را بدون از دست دادن اراده و شهامتش زندگی می کند.

تعابیر مختلف

ما با آنچه آنها پایان باز می نامند روبرو هستیم. داستان نتیجه مشخصی ندارد، از آنجا که مشخص نشده است که واقعاً با سانتیاگو چه اتفاقی می افتد. بنابراین ، همه چیز به تفسیر خواننده واگذار می شود. به عنوان مثال ، غم و اندوه و شکستی که صیاد با بازگشت به خانه می تواند به عنوان پایان وجود خود تعبیر شود.

موضوعی

بدون شک، پیرمرد و دریا این کتابی است که باعث می شود در بسیاری از موقعیت های زندگی تأمل کنید. علی رغم اینکه موضوع اصلی سفر یک ماهیگیر باسابقه است که از یک وصله خشن عبور می کند ، داستان به طور نمادین نکات دیگری مانند: دوستی ، وفاداری ، استقامت ، نترس ، غرور ، تنهایی y muerte، چندتا را نام بردن.

برخی از اطلاعات بیوگرافی نویسنده

نویسنده و روزنامه نگار ارنست میلر همینگوی روز جمعه 21 آگوست 1899 متولد شد در دهکده Oak Park در شمال ایلینوی. والدینش آنها: کلارنس ادموندز همینگوی و گریس هال همینگوی؛ او ، یک متخصص زنان مشهور ؛ و او ، یک نوازنده و خواننده مهم است. هر دو بودند چهره های قابل احترام در جامعه محافظه کار Oak Park.بهترین نویسندگان آمریکایی

ارنست در دبیرستان Oak Park و River Forest تحصیل می کرد. در سال آخر ، در آنجا شرکت کرد - در میان بسیاری از موضوعات - کلاس روزنامه نگاری، که فانی بیگز دیکته کرد. در این زمینه ، بهترین نویسندگان با انتشار مقالات خود در روزنامه مدرسه به نام های زیر اهدا می شوند: ذوزنقه. همینگوی با اولین نوشتن خود برنده شد، بود درباره ارکستر سمفونیک شیکاگو و در سال 1916 معرفی شد.

آغاز روزنامه نگاری و جنگ جهانی اول

در سال 1917 - پس از امتناع از رفتن به دانشگاه - به کانزاس نقل مکان کرد. آنجا کار خود را به عنوان روزنامه نگار در روزنامه آغاز کرد کانزاس سیتی استار. او که به فکر این بود که فقط 6 ماه در این مکان بماند ، تجربه کافی برای انجام کارهای آینده خود را بدست آورد. بعد برای حضور در جنگ جهانی اول به صلیب سرخ پیوستدر آنجا به عنوان راننده آمبولانس در جبهه ایتالیا خدمت می کرد.

خبرنگار جنگ

پس از تصادف در آمبولانس ، ارنست مجبور شد به کشور خود بازگردد و به روزنامه نگاری بازگشت. در سال 1937 به عنوان خبرنگار به اسپانیا سفر کرد توسط اتحاد روزنامه آمریکای شمالی برای تهیه گزارش از جنگ داخلی اسپانیا. یک سال بعد ، او وقایع نبرد ابرو را گزارش داد و در اواسط جنگ جهانی دوم شاهد روز D بود ، جایی که عملیات Overlord آغاز شد.

سبک ادبی

همینگوی بخشی از نسل گمشده در نظر گرفته شد، گروهی از آمریکایی ها که فعالیت ادبی خود را پس از جنگ جهانی اول آغاز کردند. به همین دلیل است آثار او ناامیدی و ناامیدی دوران سخت را نشان می دهد. ویژگی داستان ها و رمان های او نوشتن در نثر روایی ، با جملات بیانی کوتاه و استفاده اندک از نشانه های داخلی است.

نويسنده مشخص شد که دارای یک سبک منحصر به فرد است ، که قبل و بعد را در زمینه ادبی مشخص می کند. اولین رمان او ، بزم (1926) ، کار خود را آغاز کرد. این کار شیوه نوشتن بسیار خاص خود را به نمایش گذاشت ، که به آن همینگوی به نام: نظریه کوه یخ. با آن ، نویسنده حفظ می کند منطق داستان نباید مستقیماً به خواننده ارائه شود، اما باید به طور ضمنی برجسته شود.


محتوای مقاله به اصول ما پیوست اخلاق تحریریه. برای گزارش یک خطا کلیک کنید اینجا.

نظر بدهید ، نظر خود را بگذارید

نظر خود را بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

*

*

  1. مسئول داده ها: میگل آنخل گاتون
  2. هدف از داده ها: کنترل هرزنامه ، مدیریت نظرات.
  3. مشروعیت: رضایت شما
  4. ارتباط داده ها: داده ها به اشخاص ثالث منتقل نمی شوند مگر با تعهد قانونی.
  5. ذخیره سازی داده ها: پایگاه داده به میزبانی شبکه های Occentus (EU)
  6. حقوق: در هر زمان می توانید اطلاعات خود را محدود ، بازیابی و حذف کنید.

  1.   آرلی dijo

    سلام ، اسم من آرلی است و من این وبلاگ را دوست داشتم ، به نظرم خیلی جالب بود و خیلی وقتها بر می گردم چون نحوه نمایش مطالب بسیار خلاقانه و جالب است به طوری که برای ما دوست داران خواندن آن باعث می شود بیشتر بخوانیم و بدانیم بیشتر در مورد دنیای ادبیات. واقعیت این است که من این وبلاگ را خیلی دوست داشتم ، زیرا برای لحظه ای احساس کردم مثل یک دختر بچه در یک فروشگاه آب نبات هستم بدون اینکه بدانم کدام شیرینی را برای انتخاب همه چیز خیلی جالب به نظر می رسد به طوری که می خواهم همه چیز را بخوانم.

bool (درست)