امیلیا پاردو بازان. 100 سال پس از مرگ او. تکه های داستان

پرتره امیلیا پاردو بازان. توسط خواکین سورولا.

امیلیا پاردو بازان 100 سال پیش در روزی مثل امروز درگذشت. چهره او نه تنها ادبی ، بلکه به طور کلی فرهنگی بین قرن های XNUMX و XNUMX یکی از بزرگترین چهره ها است. شاید بزرگترین شناخت و شهرت او ناشی از کار او باشد pazos de Ulloa, اما همه چوبها را لمس کرد ، از طبیعت گرایی تا واقع گرایی ، از طریق رمان کوتاه ، داستان کوتاه ، مقالات روزنامه و داستان کوتاه. از بعضی از اینهاست که انتخاب قطعه به عنوان خواندن به یاد داشته باشید.

داستان های عاشقانه

قلب گمشده 

یک روز بعد از ظهر برای گردش در خیابان های شهر ، یک شی قرمز را روی زمین دیدم. پیاده شدم: این قلب خونین و زنده ای بود که با دقت جمع کردم. با مشاهده سفیدی و ظرافت احشای لطیف ، که با لمس انگشتان من ، انگار داخل سینه صاحبش بود ، ضربان داشت ، فکر کردم: "فلان زن حتماً گم شده است." من آن را با احتیاط در پارچه ای سفید پیچیدم ، پناه دادم ، زیر لباسهایم پنهان کردم و شروع کردم به فهمیدن زنی که قلبش را در خیابان از دست داده بود کیست. برای تحقیق بهتر ، چند عینک فوق العاده به دست آوردم که به من اجازه می داد از طریق بدن ، لباس زیر ، گوشت و دنده ها - مانند آن دسته از تشییع کنندگان که نیم تنه قدسی هستند و یک پنجره شیشه ای کوچک بر روی سینه دارند - ، مکان قلب.

پری دریایی

نمی توان مراقبت و هوشیاری را که موش مادر از زباله های موش خود مراقبت می کند ، ترسیم کرد. چربی و پیکه آنها را بزرگ ، شاد و سرزنده ، و با کت خاکستری چنان براق که باعث شادی می شود ، آنها را بزرگ کرد. و نمی خواست که امر خدایی را برای انسان ترک کند ، با اخطارهای اخلاقی ، خردمندانه و قائم فرزندان خود تجمل کرد ، و آنها را در برابر تله ها و خطرات دنیای سرکش محافظت کرد. موش با خود گفت: "آنها موش مغز و قضاوت خوبی خواهند بود."

اما من خیلی مخفیانه به شما می گویم که موشها خیلی رسمی بودند زیرا آنها هنوز سرشان را از سوراخ محل سرگرمی مادرشان بیرون نیاورده بودند. گودال در تنه درختی تمرین می کرد ، آنها را به طرز شگفت انگیزی پناه می داد ، و در زمستان گرم و خنک در تابستان ، همیشه نرم و چنان پنهان بود که بچه های مدرسه حتی شک نمی کردند که خانواده موزی در آنجا زندگی می کند.

قصه های داخلی

از لانه

مجبور به رفتن به مادرید برای مدیریت یک موضوع مهم ، یکی از کسانی که منافع قابل توجهی در آن متصور است و مجبور است ماه ها با صندلی شلوار گرد و غبار نیمکت های اتاقهای جلو را تمیز کند ، من از یک پانسیون ارزان قیمت پرس و جو کردم و در آن در یک اتاق "مناسب" مستقر شدم ، مشرف به خیابان Preciados.

همراهان میز گرد سعی کردند بین ما آشنایی با بد سلیقگی ، تیراندازی از شوخی و اختلافات را که معمولاً به بی ثباتی واقعی یا بی ادبی تبدیل می شود ، بین ما ایجاد کنند. وارد پوسته شدم. تنها مهمان که رزرو نشان داد پسری حدوداً بیست و چهار ساله بود ، بسیار کم حرف ، به نام Demetrio Lasús. او همیشه دیر به میز می رسید ، زود بازنشسته می شد ، کمی غذا می خورد ، آن طرف تخته. او آب می نوشید ، مودبانه پاسخ می داد ، اما هرگز شایعه نمی کرد ، هرگز کنجکاو و سرزده نبود ، و این ویژگی ها مرا دلسوز می کرد.

قصه های ساکروپروفان

واحد پول جهان

روزی روزگاری یک امپراطور وجود داشت (ما همیشه لازم نیست که یک پادشاه بگوییم) و او فقط یک پسر خوب به عنوان نان خوب داشت ، صریح به عنوان دوشیزه (از کسانی که ساده لوح هستند) و با روحی پر از امیدهای چاپلوس و باورهای بسیار لطیف و شیرین. نه سایه تردید و نه کوچکترین اشاره ای به بدبینی روحیه جوان و پاک شاهزاده را لکه دار نکرد ، که با آغوش باز به بشریت ، لبخندی بر لبانش و ایمان در قلبش ، مسیر گلها را قدم می زد.

با این حال ، اعلیحضرت شاهنشاهی ، که البته بزرگتر از معظم له بود ، و به قول آنها گرگ و میش پیچیده تری داشت ، از اینکه تنها پسرش معتقد بود مشت خوبی در خوب بودن ، وفاداری و چسبندگی همه افرادی که من آنجا فهمید به منظور هشدار دادن او در مورد خطرات چنین اعتماد کورکورانه ، از دو یا سه معروف ترین حکمت امپراتوری خود ، که کتابها را مخلوط می کردند ، چهره ها را بلند می کردند ، فال می کشیدند و پیش بینی می کردند ، مشورت کرد. این کار را انجام داد ، وی شاهزاده را صدا کرد ، و در یک سخنرانی محتاطانه و کاملاً هماهنگ به او هشدار داد که تمایل به قضاوت راجع به همه را تعدیل کند ، و درک کند که جهان چیزی نیست جز یک میدان جنگ گسترده که در آن منافع علیه منافع و علاقه ها می جنگند. در برابر احساسات ، و این که ، طبق نظر فلاسفه بسیار مشهور باستان ، انسان برای انسان گرگ است.

منبع: Albalearning


محتوای مقاله به اصول ما پیوست اخلاق تحریریه. برای گزارش یک خطا کلیک کنید اینجا.

اولین کسی باشید که نظر

نظر خود را بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

*

*

  1. مسئول داده ها: میگل آنخل گاتون
  2. هدف از داده ها: کنترل هرزنامه ، مدیریت نظرات.
  3. مشروعیت: رضایت شما
  4. ارتباط داده ها: داده ها به اشخاص ثالث منتقل نمی شوند مگر با تعهد قانونی.
  5. ذخیره سازی داده ها: پایگاه داده به میزبانی شبکه های Occentus (EU)
  6. حقوق: در هر زمان می توانید اطلاعات خود را محدود ، بازیابی و حذف کنید.

bool (درست)