The Ashes of Angela توسط فرانک مک کورت

The Ashes of Angela توسط فرانک مک کورت

وقتی نوبت به درک زمینه موضوعاتی مانند فقر ، مهاجرت یا تمایل به بهبود می رسد ، ادبیات بهترین پناهگاه برای استفاده از آنها می شود. اگرچه اگر کمی عمق کنیم ، کتابی را کشف خواهیم کرد که قرار است یک اثر کلاسیک معاصر شود. نوشته شده توسط فرانک مک کورت و در سال 1996 منتشر شد ، خاکستر آنجلا این فقط یکی از نیست بهترین کتابهای اواخر قرن بیستم، اما بهترین بلیط برای سفر به ایرلند پر از رویاها و وعده های تحقق نیافته.

خلاصه داستان خاکستر آنجلا

پوشش خاکستر آنجلا

ممکن است فقیر باشند ، کفشهایشان فرسوده باشد اما مغزشان کاخ است.

براساس زندگی خود نویسنده ، فرانک مک کورت، خاکستر آنجلا ما را به محله نیویورک در بروکلین می برد ، جایی که نویسنده کودکی خود را در اوایل دهه 30 سپری کرد. پسر مالاچی و آنجلا مک کورت ، فرانک بزرگترین پنج خواهر و برادر بود: مالاچی جونیور ، دوقلوهای الیور و اوژن و مارگارت کوچک ، که بعد از چند روز فوت خانواده را مجبور کرد که به کشورشان ایرلند برگردند. در آنجا دو قلو نیز می میرند و مایکل و آلفی به دنیا می آیند.

فرضیه خاکستر آنجلا بهترین مقدمه برای غرق شدن خواننده در ایرلند خاکستری می شود. به طور خاص در شهری در لیمریک که در طی دهه های 30 و 40 در فقر فرو رفته بود، بارانی که همه چیز را دلگیرتر کرده و آرزوهای بسیار دشواری را برای تحقق بخشیدن ، به ویژه هنگامی که پدر شما تمام پول از کار اول خود را صرف خرید پینت می کند و مادر شما توسط کشیشانی که پس مانده های خود را در میان همسایگان مرتب می کنند ، نپذیرفته است.

وضعیتی که حول محور فرانک ، مرد جوانی است که علی رغم بزرگ شدن در یک خانه کوچک ، بوی مجرای ادرار ، نشت و ساس های تخت لرزیده ، با وجود بیماری و خطر ناپذیری موفق به تکامل می شود و رویای بازگشت به زندگی را تعقیب می کند. نویسنده شدن

شخصیت های خاکستر آنجلا

قاب فیلم خاکستر آنجلا

شخصیت های اصلی نمایش ، براساس زندگی خود نویسنده ، کسانی هستند که به خانواده مک کورت تعلق دارند. از طرف دیگر ، برخی از ساکنان لیمریک نیز اهمیت زیادی در طول کار دارند:

  • فرانک مک کورت: قهرمان داستان ، نویسنده کتاب "خاکستر آنجلاس" ما را در خاطرات خود غرق در آن ایرلند غم انگیز و پر از رویاهای شکسته می کند. شخصیتی که علی رغم سختی ها ، رویای فرار از لیمریک را دنبال می کند و نمونه ای از خانواده ای است که با رفتار پدری غیرمسئول خراب شده و حداقل می دانست چگونه داستان های خوبی برای او تعریف کند.
  • آنجلا: مادر فرانک خوب است ، اما بسیار ضعیف است. با عزت نفس پایین ، آنجلا توسط خانواده خود طرد می شود ، و به شوهری که نمی داند چگونه برای او ارزش دارد ، به رحمت کشیش ها و حتی روسپیگری پناه برد. اگرچه عنوان این رمان اول به اپیزودی مربوط می شود که در قسمت دوم داستان اتفاق می افتد ، اما ، بسیاری به عنوان خاکستر آنجلا اشاره می کنند به عنوان اشاره به سیگارهای مصرف شده توسط خانم مک کورت هنگام انتظار برای بازگشت شوهرش با پول یا حتی با مرگ سه فرزندشان.
  • مالاشی: الكلی و مسئول تمام بدبختیهای McCourts ، پدرسالار نه تنها قادر به حفظ شغل پایدار نیست ، بلكه هر پنی كه بدست می آورد صرف مشروبات الكلی در بارهای لیمریک می شود. او با مهربانی ، اما بسیار ضعیف ، با گفتن داستان هایی برای از بین رفتن پسرش فرانک در میانه تاریخ و فرار به انگلستان ، تخیل پسرش فرانک را تغذیه می کند.
  • مالاچی جونیور: پسر دوم مک کورت ها از همدستان بزرگ برادرش فرانک است. او در هنگام تأمین خانواده برای تبدیل شدن به سربازی به عنوان راهی برای فرار از فقر ، متحد اصلی او می شود.

علاوه بر این قهرمانان ، شخصیت هایی وجود دارند که به سه گروه اصلی تقسیم شده اند:

  • برادران فرانک و ملاچی جونیور: به خصوص مایکل و آلفی که در سالهای اولیه فقر زنده مانده اند.
  • خانواده آنجلا: پسر عموهایش دلیا و فیلومنا ، خواهرش آنگی ، که به فرانک کمک می کند تا آینده را بسازد ، شوهرش پا کیتینگ ، یک مرد رنگی که فرانک را برای اولین وعده خود دعوت می کند ، مادرش و لامان ، دایی که آنجلا برایش از رابطه جنسی حمایت می کند غذا.
  • دوستان فرانک: پدی ، مایکی ، تری ، فردی و بیلی و ترزا. علاوه بر این ، لازم به ذکر است که ترزا کارمودی ، زن جوانی است که فرانک را شروع به رابطه جنسی می کند ، اگرچه آنها پس از مرگ ترزا به دلیل بیماری تیفوس وقت ندارند که یک داستان عاشقانه را شروع کنند.

خاکستر آنجلا: اشعه ایکس یک دوره

مالاچی ، مالاچی جونیور و فرانک در فیلم خاکستر آنجلا به تصویر کشیده شده اند

برخی از جزئیات مهم داستان از ماجرا فاش می شود.

خاکستر آنجلا و داستانی که او تعریف می کند به عنوان یک مثال است. برای نشان دادن اینکه هیچ چیز غیرممکن نیست ، به ویژه هنگامی که یک جوان از یک خانواده فقیر ایرلندی پول کافی برای سفر به نیویورک در 19 سالگی دریافت کند.

این وضعیت ، که اوج خاکستر آنجلا است ، در رمان It is ادامه می یابد، منتشر شده در سال 1999 و در آن مک كورت نحوه نویسندگی خود را بیان می كند. به این عنوان باید اضافه کنیم معلم، منتشر شده در سال 1999 و در آن تجارب خود را به عنوان یک معلم نشان داده شده است ، و آنجلا و کودک عیسی، در سال 2007 منتشر شد و با الهام از داستانی از کودکی مادرش ساخته شده است.

فرانک مک کورت

نویسنده فرانک مک کورت.

برنده جایزه پولیتزر 1997، خاکستر آنجلا خواهد بود در سال 1999 توسط آلن پارکر کارگردان و با بازی رابرت کارلایل و امیلی واتسون در سینما اقتباس شد در نقش های مربوط به مالاچی و آنجلا ، با موفقیت قابل توجه منتقدان و عمومی.

رمانی که در یک لحظه خاص از تاریخ معاصر فرو رفته و به ما می گوید هیچ چیز غیرممکن نیست. که همیشه می توان به رویاها دست یافت.

زیرا حتی اگر کفش ها فرسوده باشند ، ذهن ها می توانند قصرها را میزبانی کنند.

آیا تا به حال خوانده اید خاکستر آنجلا توسط فرانک مک کورت؟


محتوای مقاله به اصول ما پیوست اخلاق تحریریه. برای گزارش یک خطا کلیک کنید اینجا.

اولین کسی باشید که نظر

نظر خود را بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

*

*

  1. مسئول داده ها: میگل آنخل گاتون
  2. هدف از داده ها: کنترل هرزنامه ، مدیریت نظرات.
  3. مشروعیت: رضایت شما
  4. ارتباط داده ها: داده ها به اشخاص ثالث منتقل نمی شوند مگر با تعهد قانونی.
  5. ذخیره سازی داده ها: پایگاه داده به میزبانی شبکه های Occentus (EU)
  6. حقوق: در هر زمان می توانید اطلاعات خود را محدود ، بازیابی و حذف کنید.