+7 شعر نوشته شده توسط زنان

شاعران زیادی در دنیا وجود دارند

زیرا در بسیاری از موارد آنها ساکت شده اند. زیرا به دلایلی که حتی امروز هم ادامه دارد و ما نمی فهمیم ، آنها هنوز در مقایسه با جنس مرد نادیده گرفته می شوند. زیرا کیفیت آنها به همان اندازه نوشته شده توسط مردان است. زیرا این نیز ادبیات است و در اینجا ، در این وبلاگ ادبی ، ما اختصاص داده ایم تا در مورد ادبیات خوب صحبت کنیم ... به تمام این دلایل و موارد دیگر که می توانم به شما ارائه دهم ، امروز مقاله ای برای شما آورده ام 5 شعر نوشته شده توسط زنان.

خودتان قضاوت کنید ... یا بهتر از این ، قضاوت نکنید ، فقط لذت ببرید ...

اولین شاعر زن جهان

بسیاری از اشعار معروف توسط زنان سروده شده است

علی رغم این واقعیت که زنان در همه هنرها به مقام دوم سقوط کرده اند ، حقیقت این است که این زنان بودند که در موارد خاص برجسته می شدند. و چیزی که مشخص نیست این است که ، اولین شاعر ، یک زن بود ، و نه یک مرد. ما درباره ی ... صحبت میکنیم انهدوانا ، دختر پادشاه سارگون اول آکاد.

انهدوانا کاهن نانار ، خدای ماه سومری بود. در زمان او ، قدرت سیاسی و مذهبی هر دو یک بود و به همین دلیل او قبلاً در دولت اور شرکت می کرد و همچنین ، همانطور که به شما گفتیم ، اولین شاعر جهان بود.

شعر Enheduanna با بودن مشخص می شود ماهیت مذهبی. او آن را روی لوحهای سفالی و به خط میخی نوشت. تقریباً تمام شعرها به خدای نانار ، معبد یا حتی الهه اینانا خطاب می شد که از سلسله آکاد (که او به آن تعلق داشت) محافظت می کرد.

در حقیقت ، یکی از شعرهایی که حفظ می شود شعر زیر است:

اعتلای الهدوانا به اینانا

ایننانا و ذات الهی

بانوی همه ملزومات ، نور کامل ، زن خوب

با شکوه لباس پوشید

چه کسی آسمان و زمین شما را دوست دارد ،

دوست معبد آن

شما زیور آلات عالی می پوشید ،

شما آرزو می کنید که تاج کاهن اعظم برود

دستانش هفت ذات را نگه می دارد ،

شما آنها را انتخاب کرده اید و از دست خود آویزان شده اید.

شما اسانس های مقدس را جمع کرده و قرار داده اید

سینه های خود را محکم کنید

اینانا و آن

مثل اژدها زمین را با سم پوشانده ای

مانند رعد و برق هنگامی که بر روی زمین غرش می کنید

درختان و گیاهان در مسیر شما سقوط می کنند.

شما سیل هستید که از آن فرود می آیید

یک کوه،

اوه اولیه ،

الهه قمری آسمان و زمین!

آتش شما به اطراف می وزد و می بارد

ملت ما

بانوی سوار بر یک جانور ،

هنوز هم به شما کیفیت ، دستورات مقدس می دهد

و شما تصمیم می گیرید

شما در همه مناسک بزرگ ما هستید

چه کسی می تواند شما را درک کند؟

INNANA و ENLIL

طوفان ها به شما بال می دهند

ویرانگر سرزمین های ما

عاشق انلیل ، شما بر فراز ملت ما پرواز می کنید

شما احکام آن را خدمت می کنید.

آه بانوی من ، صدای تو را می شنوم

تپه ها و دشت ها احترام می گذارند.

هنگامی که ما در مقابل شما ایستاده ایم

وحشت زده ، در نور روشن شما می لرزد

طوفانی ،

ما عدالت را دریافت می کنیم

ما آواز می خوانیم ، آنها را عزادار می کنیم و

ما قبل از تو گریه می کنیم

و ما از طریق مسیری به سمت شما قدم می گذاریم

از خانه آه های عظیم

اینانا و ایشکور

شما همه اینها را در جنگ پایین می آورید.

اوه خانم روی بالهایت

شما زمین برداشت شده را حمل می کنید و حمله می کنید

نقاب دار

در یک طوفان حمله کننده ،

مثل طوفانی خشمگین غرش می کنید

شما رعد و برق می کنید و ادامه می دهید رعد و برق و پف کردن

با بادهای بد.

پاهای شما پر از بی قراری است.

روی چنگ آه هایت

من صدای شما را می شنوم

اینانا و آنونا

اوه خانم من ، آنونا ، بزرگترین ها

خدایان ،

مثل خفاش جلوی شما

آنها به سمت صخره ها پرواز می شوند.

آنها شهامت راه رفتن ندارند

جلوی نگاه وحشتناک تو.

چه کسی می تواند قلب خشمگین شما را اهلی کند؟

خدا کمتر نیست.

قلب بدخواه شما فراتر از آن است

محبت.

بانو ، شما پادشاهی های وحش را ابریشمی می کنید ،

شما ما را خوشحال می کنید

عصبانیت شما فراتر از لرزیدن است

ای دختر بزرگ سوئن!

چه کسی شما را انکار کرده است

احترام ،

خانم ، عالی ترین روی زمین؟

اینانا و بی بی

در کوه هایی که نیستی

مورد احترام

پوشش گیاهی نفرین شده است.

شما آنها را تبدیل کرده اید

بلیط های بزرگ

برای شما رودخانه ها مملو از خون است

و مردم چیزی برای نوشیدن ندارند.

ارتش کوهستان به سمت شما می آید

اسیر

خود به خودی

مردان جوان سالم رژه می روند

قبل از شما

خود به خودی

شهر رقصان پر است

طوفان،

رانندگی مردان جوان

اسیر به سمت شما

اشعار دیگر زنان را باید بدانید

از خواندن شعرهای نوشته شده توسط زنان لذت ببرید

زنان همیشه بخشی از جهان بوده اند ، و بنابراین ، آنها همچنین خالق بوده اند. آنها اشیا را اختراع کرده اند ، هنرهای متعددی را انجام داده اند (ادبیات ، موسیقی ، نقاشی ، مجسمه سازی ...).

با تمرکز بر ادبیات ، زن در قدم خود اثری برجای گذاشته است. در شعر ، نام های زنانه زیادی وجود دارد که برجسته می شوند ، مانند: گلوریا فورتس ، روزالیا د کاسترو ، گابریلا میسترال ...

اما حقیقت این است که تنها آنها نیستند. بنابراین ، در اینجا ما دیگران را به شما واگذار می کنیم شعرهایی که زنان نوشته اند تا کشف کنید

«بلند می شوم» (مایا آنجلو)

شما می توانید من را در تاریخ توصیف کنید

با دروغ های پیچ خورده ،

شما می توانید من را به سطل آشغال خود بکشید

هنوز مثل غبار بیدار می شوم.

آیا گستاخی من شما را گیج می کند؟

چون من مثل چاه های نفت راه می روم

پمپاژ در اتاق نشیمن من.

درست مثل ماهها و خورشیدها ،

با اطمینان از جزر و مد ،

مثل امیدهایی که زیاد پرواز می کنند

با همه وجود بلند می شوم.

آیا می خواهید من را نابود کنید؟

با سر پایین و چشمان پایین

و شانه ها مثل اشک ریخت.

از جیغ های روح من ضعیف شده است.

آیا تکبر من تو را آزرده می کند؟

"حلقه" (امیلی دیکینسون)

انگشتم حلقه بود.

نسیم بین درختان نامنظم بود.

روز آبی و گرم و زیبا بود.

و روی چمنهای خوب خوابم برد.

وقتی بیدار شدم بهت زده به نظر می رسیدم

دست پاک من بین بعد از ظهر صاف

حلقه بین انگشتم از بین رفته بود.

الان چقدر در این دنیا دارم

این یادگاری به رنگ طلایی است.

"میلیونرها" (خوانا د ایباربورو)

دست من را بگیر. برویم سراغ باران

پابرهنه و محکم پوشیده ، بدون چتر ،

با مو در باد و بدن در نوازش

آب مایل ، گوارا و ریز.

بگذار همسایه ها بخندند! از آنجا که ما جوان هستیم

و ما هر دو یکدیگر را دوست داریم و باران را دوست داریم ،

ما با یک لذت ساده خوشحال خواهیم شد

از خانه ای از گنجشک ها که خود را در جاده خاموش می کند.

فراتر از آن مزارع و جاده اقاقیا است

و پنجم مجلل آن ارباب بیچاره

میلیونر و چاق ، که با تمام طلاهای خود ،

من نمی توانستم یک اونس گنج برای ما بخرم

غیرقابل توصیف و برترین چیزی که خداوند به ما عطا کرده است:

انعطاف پذیر باشید ، جوان باشید ، پر از عشق باشید.

"Caprice" (آمپارو آموروس)

من می خواهم هنوز تنظیم و سفر کنم

در یک هواپیمای شخصی مجلل

تا بدن را برنزه کند

به ماربلا و شب ظاهر می شود

در مهمانی هایی که مجلات برگزار می کنند

بین نجیب زاده ها ، بازی های پسرانه ، دختران زیبا و هنرمندان.

با یک ارل ازدواج کن حتی اگر زشت باشد

و نقاشی هایم را به موزه بدهم.

من برای رفتن ترک کرده ام

برای پوشیدن روی جلد Vogue

گردنبندهای درخشان با الماس

در خیره کننده ترین خطوط گردن.

دیگران که بدتر هستند به آن دست یافته اند

بر اساس امضای یک شوهر خوب:

کسانی که ثروتمند و پیر هستند موافق هستند

اگر می توانید آنها را دور نگه دارید

تا شما را یک دوست مهربان کرد

بنابراین یک ماجرای رسوایی را رقم می زند.

مادر ، مادر ، هنوز مجموعه ای که می خواهم باشم

و از امروز قصد دارم آن را پیشنهاد کنم!

"باغ مانور" (سیلویا پلاث)

چشمه های خشک شده ، گلهای رز پایان می یابد.

بخور مرگ. روز شما در حال آمدن است.

گلابی مانند حداقل بودا چاق می شود.

مه آبی ، بنای یادبود از دریاچه.

و شما در حال عبور از ساعت ماهی هستید ،

قرنهای مغرور خوک:

انگشت ، پیشانی ، پنجه

از سایه بوجود می آیند تاریخ تغذیه می کند

آن شیارهای شکست خورده ،

آن تاج های آکانتوس ،

و زاغ لباسهایش را دلجویی می کند.

Shaggy heather شما به ارث می برید ، زنبور عسل ،

دو خودکشی ، گرگ های تواب ،

ساعتهای سیاه ستاره های سخت

که زرد شده آنها در حال رفتن به بهشت ​​هستند.

عنکبوت روی طنابش

دریاچه عبور می کند. کرمها

آنها اتاقهایشان را تنها می گذارند.

پرندگان کوچک همگرا می شوند ، همگرایی می کنند

با هدیه خود را به مرزهای دشوار است.

"خود اتانازی احساسی" (گلوریا فورتس)

از راه خارج شدم
برای جلوگیری از راه ،
برای فریاد نزدن
آیات واضح تر
روزهای زیادی را بدون نوشتن گذراندم ،
بدون دیدن شما ،
بدون غذا خوردن اما گریه کردن.

"شکایت از شانس" (Sor Juana)

در تعقیب من ، جهان ، به چه چیزی علاقه داری؟
چگونه می توانم تو را آزرده کنم که فقط سعی می کنم
زیبایی ها را در درک من قرار دهید
و درک من از زیبایی ها نیست؟

من برای گنجینه و ثروت ارزش قائل نیستم ،
و بنابراین همیشه باعث خوشحالی من می شود
ثروت را در درک من قرار دهید
از درک من در ثروت

و من زیبایی منقضی شده را تخمین نمی زنم
این غنیمت مدنی است
و من ثروت زنانه را دوست ندارم ،

برای بهترین در حقایق من
غرورهای زندگی را مصرف کنید
از این که زندگی را در باطل مصرف کنیم.

"عشقی که ساکت است" (گابریلا میسترال)

اگر از تو متنفر بودم ، نفرتم به تو می بخشید
در کلمات ، طنین انداز و مطمئن ؛
اما من تو را دوست دارم و عشق من اعتماد ندارد
به این صحبت از مردان ، بسیار تاریک است.

شما دوست دارید که به یک جیغ تبدیل شود ،
و آنقدر از عمق می آید که خنثی شده است
جریان سوزان آن ، غش کرد ،
قبل از گلو ، قبل از سینه.

من همان حوض پر هستم
و به نظر شما یک چشمه بی اثر است.
همه برای سکوت آشفته من
که شرورتر از ورود به مرگ است!

"نوازش گمشده" (آلفونسینا استورنی)

نوازش بدون دلیل از انگشتانم دور می شود ،
از انگشتانم خارج می شود ... در باد ، همانطور که می گذرد ،
نوازشی که بدون مقصد یا جسم سرگردان است ،
نوازش گمشده چه کسی آن را تحویل می گیرد؟

من می توانم امشب را با رحمت بی نهایت دوست داشته باشم ،
من می توانم اولین نفری را که می آید دوست داشته باشم.
هیچ کس نمی آید. آنها فقط مسیرهای گلدار هستند.
نوازش گمشده رول خواهد کرد… رول خواهد کرد

اگر در چشم ها امشب تو را ببوسند ، مسافر ،
اگر آه شیرین شاخه ها را تکان دهد ،
اگر یک دست کوچک انگشتان شما را فشار دهد
که تو را می گیرد و رها می کند ، به تو می رسد و می رود.

اگر آن دست یا دهان بوسیدن را نمی بینید ،
اگر هوا باشد که توهم بوسیدن را ببافد ،
آه ، مسافر ، چشمانش مانند بهشت ​​است ،
در باد مذاب ، مرا می شناسی؟

"آنها می گویند که گیاهان صحبت نمی کنند" (Rosalía de Castro)

آنها می گویند که گیاهان نه چشمه صحبت می کنند ، نه پرندگان ،
نه او با شایعات خود موج می زند و نه با درخشش ستاره ها ،
آنها این را می گویند ، اما درست نیست ، زیرا همیشه وقتی عبور می کنم ،
از من زمزمه می کنند و فریاد می زنند:
- زن دیوانه در خواب می رود
با بهار ابدی زندگی و زمینه ها ،
و خیلی زود ، خیلی زود ، موهای شما خاکستری می شود ،
و او می بیند که لرزیده و سرد شده است و یخبندان علفزار را پوشانده است.

"روی سرم خاکستری است ، در چمنزارها یخ زده است ،
اما من رویا می روم ، خواب پیاده فقیر ، لاعلاج ،
با بهار ابدی زندگی که کمرنگ می شود
و شادابی چند ساله مزارع و روح ،
اگرچه برخی پژمرده شده و برخی دیگر سوخته اند.

ستاره ها و چشمه ها و گلها ، درباره خوابهای من زمزمه نکن ،
بدون آنها چگونه می توان شما را تحسین کرد یا چگونه بدون آنها زندگی کرد؟


محتوای مقاله به اصول ما پیوست اخلاق تحریریه. برای گزارش یک خطا کلیک کنید اینجا.

نظر بدهید ، نظر خود را بگذارید

نظر خود را بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

*

*

  1. مسئول داده ها: میگل آنخل گاتون
  2. هدف از داده ها: کنترل هرزنامه ، مدیریت نظرات.
  3. مشروعیت: رضایت شما
  4. ارتباط داده ها: داده ها به اشخاص ثالث منتقل نمی شوند مگر با تعهد قانونی.
  5. ذخیره سازی داده ها: پایگاه داده به میزبانی شبکه های Occentus (EU)
  6. حقوق: در هر زمان می توانید اطلاعات خود را محدود ، بازیابی و حذف کنید.

  1.   آنا ماریا سرا dijo

    انتخاب عالی نویسندگان و شعرها. این سفر در درون مضامین کلاسیک زمان از نگاه و واقعیت زنانه است ، همیشه در حال اجرا ، مطابق با تکنیک های هر دوره. تبریک می گویم.