یک پزشک روستایی ، نوشته فرانتس کافکا

یک پزشک روستایی.

یک پزشک روستایی.

یک پزشک روستایی یک داستان کوتاه از نویسنده چک ، فرانتس کافکا است. برای اولین بار به عنوان بخشی از منتشر شد Ein Landarzt: کلاین ارزائلونگن، در طول 1919. طبق مقاله كتابشناختی مركز منابع بیوگرافی (GALE Group ، 2005) ، این اثر بازتاب تجربیات خود نویسنده است. خوب ، در آگوست 1917 تشخیص بیماری سل تأیید شد ، بیماری که در نهایت منجر به مرگ وی در سال 1924 می شود.

یک پزشک روستایی این شامل تمام ویژگی های متمایز به اصطلاح "قصه های کافکاکی" است. در آنها ، قهرمان داستان معمولاً بدون هیچ توضیحی واضح و بدون گریز ، خود را به موقعیت های پرتنشی می رساند. استدلال های کافکا غالباً بیانگر بیگانگی گیج کننده جامعه مدرن و تأمل همیشگی در مورد الوهیت و بی عدالتی انسان است. با وجود سنگینی کار او ، نویسنده در لیست نویسندگانی است که پس از مرگ شناخته شده اند. خوب کار او را تصور کنید ، بورخس او را به عنوان نویسنده توصیه می کند که خوانده شود.

سنتز کتابشناسی فرانتس کافکا

فرانتیشک کافکا در 3 ژوئیه 1883 در پراگ ، بوهمیا (جمهوری چک فعلی) متولد شد. وی در تاریخ 3 ژوئن 1924 به دلیل بیماری سل در حنجره درگذشت ، در کیرلینگ ، کلوسترنوبورگ ، اتریش. وی در قبرستان یهودیان در پراگ - استراشنیتس دفن شد. پدر او هرمان کافکا ، بازرگان و تولید کننده بود. مادرش ، جولی (لووی) کافکا. نزدیکان وی ، چه مادری و چه مادری ، روشنفکر و متخصص بودند.

فرانتس کافکا ، روان یک نابغه عذاب دیده

او از گرت بلوخ صاحب پسری شد اما هرگز با هیچ یک از زنانی که با آنها رابطه داشت ازدواج نکرد. به گفته میگل آنگل فلورس از دانشگاه خودمختار کلانشهر آزکاپوتزالکو (مکزیک) ، "زنان در دسترس او بودند ، اما او موانع ایجاد هرگونه رابطه را اختراع کرد. پدر مستبد ، که او را تحقیر می کرد ، یک تاجر موفق ، با نگرش های خود احساس شکست و جابجایی را برجسته کرد. "

آخرین شریک شناخته شده او دورا دایموند بود که او را در اواخر زندگی خود به آیین یهود نزدیک کرد.. فرانتس کافکا مردی مریض ، عذاب آور و مضطرب بود که تشخیص بالینی آن هرگز توافق نشده است. با این حال ، اکنون اعتقاد بر این است که وی از اختلال شخصیت اسکیزوئید رنج می برد.

تحصیلات و شغل کافکا

در سال 1906 دکترای حقوق خود را از دانشگاه فردیناند کارلس پراگ گرفت. وی در طی سال 1906 به عنوان نویسنده اخبار حقوقی برای ریچارد لووی در پراگ کار کرد. بین سالهای 1908 و 1922 وی به عنوان یک متخصص در پیشگیری از تصادف عضو موسسه بیمه حوادث شغلی پادشاهی بوهمیا ، پراگ بود. همچنین ، او برای تولید کننده آزبست ورکس هرمان و شرکت در Zizkov ، بوهمیا کار کرد.

یک پزشک کشور و شورت های داستانی فرانتس کافکا

Ein Landarzt: کلاین ارزائلونگن (یک پزشک روستایی: داستان کوتاه) ، در سال 1919 در اتریش منتشر شد ، در یک مجموعه چهارده داستان کوتاه قرار دارد. خواندن آن سریع و روان است ، می توان آن را در پانزده دقیقه (یا کمتر) به پایان رساند. پس از مرگ کافکا ، بیش از ده انتشار از مجموعه داستان های خیالی ظاهر شده است. سایر متون تلفیقی وی از داستانهای کوتاه داستانی منتشر شده در زندگی عبارتند از:

  • Der Heizer: Ein Fragment (مجموعه: یک قطعه - 1913)
  • بتراختونگ (مراقبه ها - 1913)
  • تحول (ترجمه شده به صورت دگردیسی به انگلیسی توسط AL Lloyd - 1915).
  • Das Urteil: Eine Geschichte (دادگاه: یک داستان - 1916)

Ein Hungerkunstler: ویر Geschichten (1924). شامل داستان های پس از ترجمه ، مانند هنرمند گرسنه, یک زن کوچک, اولین عذاب y خوزفینا خواننده یا قوم موش. درست بعد از مرگ او منتشر شد ، اما کافکا وقت داشت تقریباً همه متن ها را مرور کند.

به همین ترتیب ، کافکا تعداد قابل توجهی رمان ، دفتر خاطرات تولید کرد و میراث وی منجر به ایجاد چندین مجموعه مجموعه شده است. این اتفاق افتاده است زیرا نویسنده چک بسیاری از آثار خود را در حالی که زنده بود منتشر نکرد. به همین ترتیب ، دوستان و خانواده او خواسته های او را نادیده گرفتند و پس از مرگ او دفترها و یادداشت های او را نسوزاندند. امروزه ، بسیاری از نسخه های خطی کافکا که به نازیسم گم شده اند ، هنوز در حال جستجو هستند.

آنالیز پزشک روستایی

فرانتس کافکا.

فرانتس کافکا.

خورخه آلبرتو ایلوارز دیاز از دانشگاه کامپلوتنس مادرید توصیف می کند یک پزشک روستایی به عنوان یک قرائت اخلاقی ممکن. در انتشار مجله پزشکی مکزیک (2008) ، vlvarez-Díaz توضیح می دهد که ، با وجود اختصار داستان ، تفسیر او "به همان اندازه جالب توجه بود ، جالب است و خواهد بود".

مسئولیت از دیدگاه بدیهیات کافکایی

En یک دکتر روستایی ، کافکا مفهوم مسئولیت را شکسته و از منظرهای مختلف به آن نزدیک می شود. البته ، در این مرحله چهار اصل معروف کافکایی در مجله توضیح داده شده است نویسندگان و هنرمندان برای بزرگسالان جوان (جلد 31 ، 2000). در دو مورد اول ، الهیات در برابر اخلاق شناسی انسانی قرار گرفته است. در آنجا ، هر چقدر هم که آشکار باشد ، قانون الهی هرگز به اندازه رفتار مردم ناعادلانه نخواهد بود.

دو بدیهی دیگر مکمل هم هستند: راهی صحیح برای زندگی وجود دارد. کشف آن به قدرت فردی در کشف قدرتهایی بستگی دارد که تقریباً همیشه برای افراد ناشناخته است. از نظر فرانتس کافکا ، بدترین شرایط نهایی برای یک انسان ، از بین رفتن عزت او بود. این ایده به وضوح در بخش زیر یک پزشک روستایی منعکس شده است:

"- دکتر ، بگذار من بمیرم. به اطراف نگاه می کنم: هیچ کس چیزی نشنیده است. والدین ساکت هستند و به جلو خم می شوند و منتظر نظر من هستند. خواهر برای من صندلی آورده است تا کیف دستی را بگذارم. آن را باز می کنم و سازهایم را مرور می کنم. مرد جوان همچنان دستهایش را به سمت من دراز می کند تا خواهش خود را به من یادآوری کند. من یک موچین برمی دارم ، آنها را زیر نور شمع بررسی می کنم و دوباره می گذارم پایین.

خوب ، بله - فکر می کنم کفر - در مواردی از این دست خدایان کمک می کنند ، آنها اسب مورد نیاز ما را برای ما می فرستند و چون عجله داریم ، اسب دیگری را به ما می دهند. علاوه بر این ، آنها یک پسر پایدار برای ما می فرستند ... ".

م Affلفه تأثیرگذار

دوستش ماکس برود - که بسیاری از مقالات خود را نگهداری می کرد - اشاره کرد ، "کافکا زنان را در طول زندگی خود جذب می کرد. او باور نکرد ، اما بدون شک درست است. " En یک پزشک روستایی، قهرمان داستان در موقعیت بن بست قرار می گیرد - از نوع داستان های کافکایی - و روزا ، دستیار وفادار خود را "فدا می کند". در میانه داستان ، احترام عمیقی که نویسنده نسبت به زنان قائل است ، ضمنی است.

همراه ضعیف در رحمت همان سوus استفاده کننده ای است که انتقال پزشک به خانه بیمار را ممکن می کند. با آشکار شدن اوضاع ناراحت کننده ، مراقبتی که پزشک نسبت به همکار خود احساس می کند مشهود است. اضطراب در حال افزایش است زیرا قهرمان داستان می فهمد که ماجراهایی که روزا می تواند متحمل شود توسط او ایجاد شده است. هر خروجی ممکن نادرست است ، همانطور که در بخش زیر خوانده می شود:

"فقط الان رزا را به یاد دارم: چه کاری می توانم انجام دهم؟ چگونه می توانم آن را ذخیره کنم؟ چگونه او را از زیر آن مرد بیرون آورم؟ ده مایل دورتر ، با اسبهای غیرقابل کنترل که به کالسکه من زده شده اند ، نمی دانم چگونه مهارها را باز کردند ، نمی دانم چگونه پنجره ها را از بیرون باز کردند ، سرهای آنها از میان آنها عبور می کند و مرده و مضطرب به مرد بیمار نگاه می کنند با فریاد اقوام. من برمی گردم ، "من فکر می کنم ، مثل اینکه اسب ها از من می خواهند که برگردم ، اما من اجازه دادم خواهر که فکر می کند من از گرما بزرگ هستم ، کت خزم را بر دارد. آنها یک لیوان رم به من پیشنهاد می دهند. پیرمرد به شانه من می زند. ارائه گنجینه شما این آشنایی را توجیه می کند. سرم را تکان می دهم: احساس این که درون دایره تنگ روحی پیرمرد را احساس می کنم بیمار می شود. فقط به همین دلیل از نوشیدن امتناع می ورزم.

یک پزشک روستایی و فرانتس کافکا ، بیمار

نقل قول فرانتس کافکا.

نقل قول فرانتس کافکا.

نیروی طرح و گفتگوهای یک پزشک روستایی احتمالاً به دلیل امکان سنجی آنهاست. اگرچه ممکن است اوضاع آشفته و متناقض کاملاً تخیلی به نظر برسد ، اما داستان از تجربیات خود کافکا و اعضای خانواده اش الهام گرفته شده است. این در او مشهود بود خاطرات روزانه نوشته شده در سال 1912 ، و همچنین در مجموعه ویرایش شده توسط هلر ، کتابهای جیبی ، کافکا اساسی (1983).


محتوای مقاله به اصول ما پیوست اخلاق تحریریه. برای گزارش یک خطا کلیک کنید اینجا.

اولین کسی باشید که نظر

نظر خود را بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

*

*

  1. مسئول داده ها: میگل آنخل گاتون
  2. هدف از داده ها: کنترل هرزنامه ، مدیریت نظرات.
  3. مشروعیت: رضایت شما
  4. ارتباط داده ها: داده ها به اشخاص ثالث منتقل نمی شوند مگر با تعهد قانونی.
  5. ذخیره سازی داده ها: پایگاه داده به میزبانی شبکه های Occentus (EU)
  6. حقوق: در هر زمان می توانید اطلاعات خود را محدود ، بازیابی و حذف کنید.