ماری کارمن کوپته. مصاحبه با نویسنده شهر تقلیدی

عکس: Mari Carmen Copete، نمایه IG نویسنده.

ماری کارمن کوپته او اهل تاراسا است، اما در شهری در کاستلون زندگی می کند. او در حال حاضر چهار رمان در بازار دارد و شروع به انتشار خود کرده است. آخرین مورد عنوان شده است شهر تقلیدی، جایی که او تحقیقات پلیس را با داستان علمی تخیلی و وحشت مخلوط می کند. En این مصاحبه او درباره او و موضوعات دیگر به ما می گوید. خیلی ممنونم وقت و لطف شما برای کمک به من

ماری کارمن کوپته - مصاحبه

  • فعلی ادبیات: آخرین رمان شما با عنوان است شهر تقلیدیبه در مورد آن چه می گویید و این ایده از کجا نشأت گرفته است؟

ماری کارمن کوپته: En شهر تقلیدی من داستان یک را می گویم بیگانه باشد که از مکانی که در آن قرار دارد (در این مورد والنسیا) تقلید می کند که آن هم تبدیل به یک مکان می شود. ادواردو، قهرمان داستان باید یک سری از جنایات دوره ای مربوط به شهر و با یک جاذبه گردشگر خاص که دو بار در سال در نمایشگاه والنسیا فرود می آید. 

این ایده عملا به خودی خود به وجود آمد، اگرچه هیچ ارتباطی با نسخه نهایی ندارد. در آن جوانه، ادواردو وجود نداشت و قهرمان‌های داستان دو کودک بودند که می‌خواستند در جاذبه اصلی نمایشگاه تفریح ​​کنند: مرگ را در نظر بگیرید.

  • AL: و شما برنده دومین جایزه رمان کوتاه El Proceso شده اید میازیس چه زمانی آن را منتشر می کنید و چه چیزی در آن می یابیم؟

MCC: بله، من برای این واقعیت بسیار خوشحالم و بسیار افتخار می کنم. به تازگی در 18 آوریل به فروش رسیده است. این یک داستان ترسناک است که موضوع اصلی آن «اسناد یافت شده» است. طرح حول محور آن می چرخد، در مورد فایل های ویدئویی که قهرمان داستان را به کشف وجود الف سوق می دهد اولیه بودن و از فرقه غیبت گر همه که، واقع در بیابان میخانه ها، مکانی باورنکردنی

  • AL: آیا می توانید یکی از اولین خواندن های خود را به خاطر بیاورید؟ و اولین داستانی که نوشتی؟

MCC: Mاولین خوانش او مجموعه ای از کابوس، از RL Stine، حماسه مصاحبه با خون آشام و مجموعه داستان های پو.
اولین داستان را در مدرسه نوشتم، برای کلاس زبان. یک بود داستان ترسناک که با آن یک 10 و یک نظر باورنکردنی از معلم کسب کردم. فکر می کنم همیشه آن لحظه را به یاد خواهم داشت، خیلی خاص بود.

  • AL: یک نویسنده اصلی؟ شما می توانید بیش از یک و از همه دوره ها را انتخاب کنید. 

MCC: من چندتا دارم این روزها من واقعاً تحسین می کنم سانتیاگو اگزیمنو و من از نویسندگانی مانند فایل های جما y داریا پیترزاک. اگر به سراغ کلاسیک ها بروم: پو, لاوکرافت، آرتور ماخن، ویکتور هوگو و دیگران.

  • AL: دوست دارید با کدام شخصیت کتاب آشنا شوید و خلق کنید؟ 

MCC: Cمی دانم، نمی دانم... بسیاری از شخصیت های مورد علاقه من شرور هستند و چه زمانی می خواهیم چنین فردی را ببینیم؟ روده بر شدن از خنده! در مورد خلق، من با شخصیت اصلی شگفت زده شدم خانه ای در انتهای خیابان نیدلز، زیرا او کار بزرگی پشت سر دارد.

  • AL: آیا هنگام نوشتن یا خواندن عادت یا عادت خاصی دارید؟ 

MCC: Cآداب و رسوم، گوناگون چه زمانی من می نویسممن عاشق انجام آن با یک قهوه و گوش دادن موسیقی. من لیست های موسیقی خاصی برای صحنه های داستانی خاص دارم. من همچنین دوست دارم چندین باز داشته باشم فرهنگ لغت, تصاویر از مکان ها و نقشه های گوگل. در زمان خواندن، عرف مادام العمر: یک فنجان از قهوه درخشان

  • AL: و مکان و زمان مورد نظر شما برای انجام آن؟ 

MCC: Aقبل از این، لحظه مورد علاقه من عصر بود، در دفتر کوچکی که داشتم. حالا شرایط زندگی مرا به نوشتن سوق داده است کجا می توانم و کی می توانم.

  • AL: آیا ژانرهای دیگری وجود دارد که دوست داشته باشید؟

MCC: Mرمان های هیجان انگیز و نوآر را دوست دارم.

  • اکنون در حال خواندن چه مطلبی هستید؟ و نوشتن؟

MCC: Jهمین دیروز شروع کردم گل برای یک دختر مرده، از دریای گویزوئتا. و من دو پروژه را آغاز کردم. اولی که اگر همه چیز خوب پیش برود، سال آینده روشن خواهد شد، مقدار زیادی دارد رمان سیاه. دوم این است ترور کشور و هنوز در حالت بسیار ابتدایی است.

  • AL: فکر می کنید صحنه نشر چگونه است و تصمیم شما برای انتشار چیست؟

MCC: Cمن معتقدم که، در حال حاضر، دنیای نشر است رقابتی تر نسبت به قبل و اینکه همه گیری کمکی نکرده است. همه جا بحران‌هایی وجود دارد و من گمان می‌کنم که یک انتشارات باید به خوبی انتخاب کند که روی چه کسی و چه چیزی شرط‌بندی کند. خوبی این است که ناشران در حال ظهور هستند که روی صداهای جدید شرط بندی می کنند. من خیلی خوش شانس بودم که Obscura را پیدا کردم، که آنها به کار من اعتماد کردند. من در مورد میازیس نیز شانس زیادی داشتم. 

وقتی تصمیم گرفتم نسخه خطی را بفرستم شهر تقلیدی، فکر کردم داستان با موضوع Obscura مطابقت دارد. فکر می کردم با تلاش چیزی برای از دست دادن ندارم. Y به خوبی انجام دادم.

  • AL: آیا لحظه بحرانی که ما تجربه می کنیم برای شما دشوار است یا شما می توانید برای داستان های آینده چیز مثبتی حفظ کنید؟

MCC: Fاولش سخت بود، زمانی که خیلی خوب معلوم نبود چه اتفاقی دارد می افتد. بعدها، چیزهای دیگر پیچیده شد، اما، البته، من تجربیات و ایده های وحشیانه زیادی به دست آوردم که می خواهم آنها را در یک برنامه کاربردی به کار ببرم. پروژه دیستوپیا که مدتی پیش شروع کردم و آن را رها کردم. 


محتوای مقاله به اصول ما پیوست اخلاق تحریریه. برای گزارش یک خطا کلیک کنید اینجا.

اولین کسی باشید که نظر

نظر خود را بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

*

*

  1. مسئول داده ها: میگل آنخل گاتون
  2. هدف از داده ها: کنترل هرزنامه ، مدیریت نظرات.
  3. مشروعیت: رضایت شما
  4. ارتباط داده ها: داده ها به اشخاص ثالث منتقل نمی شوند مگر با تعهد قانونی.
  5. ذخیره سازی داده ها: پایگاه داده به میزبانی شبکه های Occentus (EU)
  6. حقوق: در هر زمان می توانید اطلاعات خود را محدود ، بازیابی و حذف کنید.