ماریا ساراگوسا. مصاحبه با نویسنده کتاب «کتابخانه آتش».

ماریا ساراگوسا این مصاحبه را با ما می کند

ماریا ساراگوسا. عکس توسط (c) Isabel Wagemann. با حسن نیت از نویسنده.

ماریا ساراگوسا در کامپو د کریپتانا متولد شد و نویسنده و فیلمنامه نویس است. او تاکنون دوازده عنوان از جمله رمان، کمیک و کتاب داستان منتشر کرده است و جوایز Ateneo Joven de Sevilla و Ateneo de Valladolid را نیز از آن خود کرده است. آخرین مورد بوده است جایزه رمان آزورین برای کارش کتابخانه آتش. از توجه، همدردی و زمانی که به من اختصاص دادید بسیار سپاسگزارم مصاحبه جایی که او درباره او و موضوعات دیگر به ما می گوید.

ماریا ساراگوزا - مصاحبه

  • ادبیات فعلی: آخرین اثر شما با عنوان است کتابخانه آتش که جایزه رمان آزورین بوده است. در مورد آن به ما چه می گویید و این ایده از کجا آمده است؟

ماریا ساراگوزا:کتابخانه آتش یک ادای احترام به همه کسانی که درک می کنند که حفاظت از فرهنگ، به ویژه کتاب، یک اولویت است، زیرا همیشه به دلیل سانسور، ترس یا ناآگاهی در خطر است. من داستان آن ها را می گویم کتابداران که کتابخانه ها را مدرن کرد در دهه 30 در اسپانیا و اینکه بعداً مجبور شدند میراث کتابشناختی را در نجات گنج در طول جنگ داخلی، گاهی اوقات شعبده بازی واقعی را نجات دهند.

آیا یک رمان ماجراجوییپس از همه، ماجراجویی از تینا والهو، که قصدش حفاظت از دانش مندرج در کتب است و مشکوک نیست که چقدر می تواند دشوار باشد. همیشه دوست داشتم در موردش داستان بسازم افرادی که برای نجات کتاب ها از سانسور تلاش می کنندو حتی یک انجمن مخفی به نام کتابخانه نامرئی را برای این منظور طراحی کرده بود. اما من این داستان را نداشتم تا اینکه متوجه شدم روز کتاب در سال 1939 در مادرید با سوزاندن نسخه‌های آن در حیاط دانشگاه مرکزی جشن گرفته شده است. 

  • AL: آیا می توانید به اولین کتابی که خواندید برگردید؟ و اولین داستانی که نوشتید؟

MZ: اولین کتابی که توانستم خودم بخوانم را به یاد ندارم، اما یادم می آید اولین کتاب من، که مدتها قبل از خواندن آن را یاد گرفته بودم: مقوایی درباره پسری که در حال حمام کردن است. اولین داستان هایی که نوشتم، در هفت سالگی، شروع شد نسخه های قصه ها که او قبلاً یا ماجراهای جدیدی از شخصیت هایش را می دانست. شاید اولین داستان اصلی، اگر چنین چیزی وجود داشته باشد، داستانی درباره آن بوده است دو پوره که با هم می جنگیدند.

  • AL: یک نویسنده اصلی؟ شما می توانید بیش از یک و از همه دوره ها را انتخاب کنید.

MZ: من از این سوال متنفرم زیرا من آنقدر التقاطی هستم که نمی توانم انتخاب کنم: نابوکوف، مارگارت دوراس، گانتر چمن, ویکتور هوگو، کریستینا فرناندز کوباس، جولای کورتازار، مایکل پایان، آنا ماریا ماتوت، الیا بارسلو، هومر و اوریپید!، چه می دانم. 

  • AL: دوست دارید با کدام شخصیت کتاب آشنا شوید و خلق کنید؟

MZ: حتی به یک چیز نزدیک نیست، زیرا من عاشق شخصیت هایی هستم که مطلقاً نمی خواهم در زندگی واقعی آنها را ببینم. در سطح خلاقانه، من شخصیتی با اخلاقیات مشکوک را جالب تر می دانم. مثلا من مجذوبم هامبرت هامبرت، از لولیتا, و او یک پدوفیلی است که شما نمی خواهید با چوب به آن دست بزنید. دوست داشتم بتوانم موجودی شبیه طراحی کنم اسکار ماتزرات de طبل قلع، اما هرگز به شدت توصیه نمی شد که با او روبرو شوید. شاید دوست داشتم در واقعیت با یک کرونپیو ملاقات کنم، اگرچه شاید حتی بیش از یک نفر را بشناسم، چه کسی می داند. 

  • AL: آیا هنگام نوشتن یا خواندن عادت یا عادت خاصی دارید؟

MZ: من آن را دوست دارم. دراز کشیدن یا دراز کشیدن را بخوانید، اگرچه می توانم آن را به عنوان لمس انجام دهم. من از خواندن در دستگاه ها متنفرم زیرا بسیار خسته می شوم، اگرچه گاهی اوقات چاره دیگری وجود ندارد. من کاغذ دوست دارم در واقع من کار خودم را حداقل یک بار بر روی کاغذ تصحیح می کنم.  

  • AL: و مکان و زمان مورد نظر شما برای انجام آن؟

MZ: من تمرکز می کنم بعد از دوازده صبح بهتر است و از شش بعد از ظهر. اینها دو نقطه تمرکز من هستند و همه چیز بهتر می شود، حتی درک خواندن من واضح تر است. من سایت های مورد علاقه ای ندارم 

  • AL: آیا ژانرهای دیگری وجود دارد که دوست داشته باشید؟

MZ: من دقیقاً منظور شما از این را نمی فهمم. حدس می زنم ژانرهای مورد علاقه من در نظر گرفته شود غیر واقعی. آنها را می خوانم و تمرین می کنم.  

  • AL: الان چه می خوانید؟ و نوشتن؟

MZ: من همیشه چندین چیز را همزمان می نویسم، بنابراین در حال حاضر روی یک پروژه فیلمنامه کار می کنم، خلاصه رمان بعدی ام را انجام می دهم و هر از گاهی یک داستان می نویسم. دارم میخونم سوزن های شب، اثر فرناندو رپیسو، یکی از هیجان انگیزو کتاب داستان یادگارهااز آلباسته آنا مارتینز کاستیو

  • ال: به نظر شما صحنه انتشار چگونه است؟

MZ: من همچنین به خوبی نمی دانم که شما سوال را به کدام سمت هدایت می کنید. به عنوان یک خواننده، که شاید خیلی بیشتر از یک نویسنده هستم، آن را بسیار متنوع و اشتها آور می دانم. من فکر می کنم هر کسی می تواند با کمترین تلاش کتابی را که دوست دارد پیدا کند و خواندن آن فوق العاده است. علاوه بر این، ژانرهای غیرواقعی، که همانطور که قبلاً گفتم، آنها را به طور خاص دوست دارم، با بسیاری از نویسندگان با کیفیت خوب و بسیاری از ناشران مستقل متخصص، لحظه بسیار خوبی را تجربه می کنند. 

  • AL: آیا لحظه بحرانی که ما تجربه می کنیم برای شما دشوار است یا می توانید چیزی مثبت را برای داستان های آینده نگه دارید؟

MZ: من در هفته های اول حبس، صادقانه، روزهای بدتری داشتم. فکر می کنم در آن لحظات چنان بحرانی را تجربه کردم که آنچه پس از آن آمده است، قابل مقایسه نبوده است. گمان می کنم که ما هرگز نمی دانیم چه چیزی و تا چه حد بر ما تأثیر می گذارد. و از آنجایی که نمی‌دانم، به این فکر نمی‌کنم که چه چیزی ممکن است در آینده الهام‌بخش چیزی خلاقانه باشد. خیلی وقت ها در حین نوشتن است که متوجه می شوم به چه اتفاقاتی اهمیت نداده بودم تا بستر لازم برای جرقه زدن الهام را داشته باشم. نمی‌توانستم پیش‌بینی کنم که با آنچه در دو سال گذشته تجربه شده چه اتفاقی خواهد افتاد.  


محتوای مقاله به اصول ما پیوست اخلاق تحریریه. برای گزارش یک خطا کلیک کنید اینجا.

اولین کسی باشید که نظر

نظر خود را بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخشهای موردنیاز علامتگذاری شدهاند با *

*

*

  1. مسئول داده ها: میگل آنخل گاتون
  2. هدف از داده ها: کنترل هرزنامه ، مدیریت نظرات.
  3. مشروعیت: رضایت شما
  4. ارتباط داده ها: داده ها به اشخاص ثالث منتقل نمی شوند مگر با تعهد قانونی.
  5. ذخیره سازی داده ها: پایگاه داده به میزبانی شبکه های Occentus (EU)
  6. حقوق: در هر زمان می توانید اطلاعات خود را محدود ، بازیابی و حذف کنید.