داستان های برادران گریم. سالگرد ویلهلم گریم

ویلهلم گریم در روزی مثل امروز از به دنیا آمد 1786 en برلین، یک سال و کمی دیرتر از برادرش یعقوب. آنها با هم یک سری داستانهای فراموش نشدنی کودکان جمع آوری شده از سنت شفاهی. عناوینی مانند سفید برفی, سیندرلا, دورمیننت زیبا o کلاه قرمزی قرمز, گربه با چکمه o هانسل و گرتل آنها بخشی از تخیل فرهنگی جهانی هستند. امروز من کمی در مورد آنها و به طور کلی داستان صحبت می کنم.

قصه ها بیش از هر چیز

بیایید بگوییم ما در زمانهایی زندگی می کنیم ، برای بعضی چیزها کمی نرم و برای بعضی دیگر بسیار تاریک. اما دیروز ، امروز و فردا سنت قصه گویی همچنان با ما همراه خواهد بود. و باید همینطور باشد. وجود ندارد هیچ چیز بهتر نیست که شروع به توضیح جهان برای کودک کند و او یاد بگیرد که آنها را تصور کند و خلق کند. آنها همه چیز را برای یادگیری مفاهیم و احساسات جهانی در خالص ترین ماهیت خود فرض می کنند. آنها بهترین ها را با بدترین ، واقعی ترین با خارق العاده ترین ها ، ایده آل ها را با واقعیت ها مقایسه می کنند. و بالاتر از همه رویاهای خودمان را به ما نشان دهید و دیگران به ما الهام می گیرند.

و آنها باید بدون اندازه گیری های نیمه مانند آن باشند. اشتیاق امروز برای اینکه بخواهیم مفاهیم را بر اساس تغییر ، نرم یا ظریف کنیم آن صحت سیاسی خسته کننده و غالباً شوم و مضحک کسی که قصد دارد همه چیز را به راحتی راحت کند ، خواسته است یا می خواهد به آنها دست یابد. امیدوارم موفق نشوم و گرگها هنوز گرگهای وحشتناکی هستند که دختران را می خورند (حتی اگر برای شخص فروتن من فوق العاده ترین حیوانات این دنیا باشند).

باید جادوگران بسیار بدی وجود داشته باشد بگذارید کودکان بی خبر را در خانه های شکلات و آب نبات های خوشمزه به دام بیندازند. بله بچه گربه های بسیار باهوش که با چکمه های هفت لیگ ، آنها تمام ثروتهای استاد خود را بدست می آورند (و به بچه ها - و بسیاری از بزرگترها - می گویند لیگ چیست). یا چگونه ممکن است وجود نداشته باشد یک خیاط کوچک شجاع در زمان رقابت برای خیاطی های شاگرد. و من همیشه می خواهم باشم سیندرلا برای دیدن اگر یک شاهزاده خوش تیپ یک روز کفشی کوچک برای من تهیه کن با نانهای من. من بعضی از خیلی فتیشیست ها را با پا می شناسم ...

برادران مورد علاقه من داستان گریم

در واقع ، من همه آنها را دوست دارم ، اما می توانم یکی را برجسته کنم به دلایل احساسی: گرگ و 7 بچه. این زمانی است که حافظه من وقتی از داستان صحبت می کنم همیشه باعث برانگیختن آن می شود. زیرا من به یک لحظه از کودکی پراکنده می روم، که بین صبح و شب از بین می رود ، اما در آن کاملاً واضح است صدای پدر من ، که من آن را مطابق بچه های کوچک یا گرگ خشن که در مورد آن به من می گوید تغییر دادم. پایم را از در نشان بده ، می شنوم. پس من همیشه تصور می کردم که گرگ حیله گر پایش را به آرد چسباند تا بزها را گول بزند و آنها را به طور نامتعارف قلقلک دهید وقتی بسیار بی گناه در دام افتاد.

این لحظه به همان اندازه ترسناک و جذاب بود که در نهایت جذابیت اوج گرفت. هنگامی که بچه مادر ناراحت می توانست آنها را از شکم گرگی که پس از جشن چرت می زد ، بیرون آورده و آنها را با سنگ عوض کند. و در آن قسمت مبهم که فرد در دوران کودکی نیز دارد ، ناخودآگاه خوشحالی برای پایان خوش کمی خدشه دار شد ، و آن هدف همیشه برای گرگ بسیار سخت بود. بله ، او خشن ، دروغگو ، و شرور بود و شاید سزاوار این پایان بود ، اما همیشه نوبت او بود.. به همین دلیل است که اکنون ، با افزایش سن ، من نسبت به آنها علاقه و تحسین زیادی دارم و همچنین بچه ها را با لذت می خورم.

چند نسخه در داستانهای برادران گریم

گریم ها این داستان های عامیانه را از سنت شفاهی جمع آوری کرد در اثری با عنوان داستان کودک و خانه (1812-1822) با گذشت زمان تعداد بیشماری نسخه جدید چاپ مدرن وجود دارد که با عناوینی مانند ساخته شده اند داستان های پریان برادران گریم o قصه ها از برادران گریمحتی اگر آنها آنها را اختراع نکرده باشند. اما بیایید بگوییم آنها به روش خود "تصاحب" شده اند آنها به آن طراوت و خودجوش قصه های سنتی احترام می گذاشتند و آنها نمی خواستند آنها را به شیوه ای دقیق تر یا ادبی دوباره بنویسند.

اعتبار من این دو نسخه است:

  • قصه های برادران گریم، از نوئل دانیل. نسخه ای که نگینی با تصاویر کلاسیک زیبا است. من قبلاً در مورد او صحبت کردم این مقاله.
  • داستان های برادران گریم برای هر سنی، از فیلیپ پولمن، جایی که این نویسنده مشهور انگلیسی ، نویسنده سه گانه ماده تاریک، پنجاه داستان مورد علاقه خود را برای برادران گریم انتخاب کرد و آنها را به روش خود بیان کرد.

محتوای مقاله به اصول ما پیوست اخلاق تحریریه. برای گزارش یک خطا کلیک کنید اینجا.

نظر بدهید ، نظر خود را بگذارید

نظر خود را بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

*

*

  1. مسئول داده ها: میگل آنخل گاتون
  2. هدف از داده ها: کنترل هرزنامه ، مدیریت نظرات.
  3. مشروعیت: رضایت شما
  4. ارتباط داده ها: داده ها به اشخاص ثالث منتقل نمی شوند مگر با تعهد قانونی.
  5. ذخیره سازی داده ها: پایگاه داده به میزبانی شبکه های Occentus (EU)
  6. حقوق: در هر زمان می توانید اطلاعات خود را محدود ، بازیابی و حذف کنید.

  1.   https://relatoscortos.org/cuentos-infantiles/ dijo

    داستان مورد علاقه من برادران گریم سه برگ مار است.

    اگرچه داستان های آنها با گذشت زمان کاملاً سانسور شده است ، من هنوز هم طرفدار نسخه های تاریکی هستم که آنها در ابتدا برای ما تعریف کردند و به ما نشان می دهند که دنیا همیشه یک افسانه نیست. در داستانی که من به آن اشاره کردم ، شور ، خیانت و انتقام وجود دارد ، چیزی که من عاشق سبکی هستم که این نویسندگان داشتند. ما همیشه معتقد بودیم که آنها برای کودکان می نویسند ، اما ظاهر می تواند فریبنده باشد.

    مقاله عالی ، بسیار ممنونم برای توصیه.