دامیان: الکس میرز

دیمین

دیمین

دامیان: رازی تاریک و منحرف رمان تعلیق جوانان نوشته الکس میرز نویسنده ونزوئلایی است. این اثر برای اولین بار در سال 2016 از طریق پلتفرم خواندن و نوشتن Wattpad منتشر شد که داستان دارای 29 قسمت، 3.999.099 رای و 59.820.803 خوانده شده است. در طول سال 2016، کتاب میرز برنده جوایز Wattys در بخش "انتخاب عمومی" شد.

با تشکر از موفقیت آن، بعد در سال 2022 توسط انتشارات Deja vù ویرایش و به صورت فیزیکی منتشر شد. هم نسخه Wattpad و هم نسخه فیزیکی رمان هشداری در رابطه با موضوع، موضوعات پرداخته شده و محدوده سنی ترجیحی برای خواننده آن (18+) دارند.

خلاصه داستان دیمین

یک شهر کوچک معمولی

طرح دیمین در اسفیل، یک شهر خیالی واقع در ایالات متحده اتفاق می افتد. در آنجا هیچ چیز غیرعادی به نظر نمی رسد: مردم کار می کنند، بچه ها به تنها مدرسه ای که وجود دارد می روند و آخر هفته ها وقت خود را در منطقه اطراف می گذرانند، جایی که جنگل ها و بوته های سرسبز بقیه قلمرو را زینت می دهند. اسفیل خانه پادمه، دختر 17 ساله ای است که از کودکی به همسایه اش دامیان علاقه داشت.

هر دو در یک محله بزرگ شدند. با این حال، دامیان تنها برای رفتن به مدرسه خانه را ترک کرد. او هرگز با بچه‌های دیگر بازی نمی‌کرد، در جلسات مطالعه شرکت نمی‌کرد، یا در ورودی‌های جنگل بود. علاوه بر حبس عمومی پسر، او همیشه رنگ پریده، بی حال و لاغر به نظر می رسید. همه این ویژگی ها آنها باعث شدند پادم در یک کنجکاوی ناسالم رشد کند، تشنگی برای دانش که او را به مسیری تاریک سوق دهد.

یک روز معمولی در کافه تریا

یک روز، پادمه با دو دوست صمیمی خود، آلیشیا و اریس، اسموتی می خورد. اولی دختری بلوند و عشوه گر است که دوست دارد توجه را به خود جلب کند و دیگری یک مو قرمز دانا، تحریک کننده و با عقده های برتری. در حالی که آنها در مورد رفتن یا عدم رفتن به مهمانی یکی از همکلاسی های خود صحبت می کنند، در کافه تریا باز می شود و سه نفر از دوستان جوانی جذاب و مرموز وارد می شوند.

آلیشیا با اشاره به رفتار غیر عادی خود از او می پرسد که او کیست و اریس پاسخ می دهد که آن پسر دامیان است. پادمه و مو قرمز به بلوند توضیح می دهند که پسر تمایلی به صحبت با کسی ندارد و - هر چقدر هم که غیرضروری به نظر برسد - آنها برای او روشن می کنند که به نظر می رسد او تنها مردی در شهر است که برای دیدن او برنمی گردد.. این به این دلیل است که او آنقدر باهوش است که نمی تواند وقت خود را با "موجودات پست" تلف کند.

رفتن به جنگل

علیرغم اینکه چند ماه است که دامیان را ندیده بودم، وسواس پادمه دوباره ظاهر می شود. وقتی مرد جوان می رود، تصمیم می گیرد به دنبال او برود تا کمی بیشتر از زندگی او بداند. با این حال، پسر به جنگل می رود و او، ناامید و گیج، سعی می کند به خانه بازگردد. اما وقتی به سمت جاده می رود، صدای ناله مردی را می شنود.

پادمه، نیمه شیفته، نیمی ترسیده، نزدیک می شود تا بفهمد چه اتفاقی می افتد، اما آنچه می بیند او را نترسید. دو مرد با هم دعوا می کنند که بدون کمک، یکی از آنها مزیت دارد. قهرمان داستان به تفکیک سوژه ها فکر می کند. با این حال، او حتی زمانی برای نشان دادن خود ندارد، زیرا یکی از این افراد چاقو به چشم دیگری می زند و به زندگی او پایان می دهد.

پناهگاه تاریک

برای اولین بار، Padme متوجه می شود که او در خطر واقعی است، و در جهت مخالف قتل می دود. با رفتن، خیلی عمیق تر به دل جنگل می رود. ضرر - زیان، یک کابین کشف کنید دختر در را باز می کند و وارد می شود و فکر می کند که این مکان می تواند سرپناهی ایجاد کند. با این حال، شما در آنجا بسیار بیشتر در معرض خطر هستید تا آنجا.

با ورود به کابین، پادمه یک سری افرادی را می بیند که او آنها را نمی شناسد - لازم به ذکر است که در اسفیل همه ساکنان یکدیگر را می دانند - از جمله قاتل که او در جنگل کشف کرده است. قهرمان داستان ترسیده سعی می کند در میان جمعیت گم شود. با این حال، در حین فرار، او با سر به دامیان برخورد کرد.

نهم

با دیدن پادم، دامیان وحشت می کند و به او می گوید که بودن در آن کابین برای او بسیار خطرناک است.، توسط آن افراد احاطه شده است. با توجه به موقعیت شدید دختر، مرد جوان سه راه حل پیشنهاد می کند: شهر را با والدینش ترک کند، سعی کند فرار کند و اجازه دهد اعضای کابین او را شکار کنند یا عضوی از گروه شوند.

به نوبه خود، Padme تصمیم می گیرد که متعلق باشد. در نتیجه، دامیان توضیح می دهد که ساکنان کابین به نام نهم ها شناخته می شوند، افرادی که در روز نهم ماه نهم متولد شده اند.. در اسفیل، متولد شدن در این تاریخ نشان دهنده چیزی ترسناک است، زیرا کودکان با تشنگی بی نظیر برای خون به دنیا می آیند، نیاز به کشتن دیگران.

به طور خلاصه، آنها قاتلان با استعداد هستند. برای زنده ماندن، Padme باید یاد بگیرد که مانند یکی از آنها رفتار کند و زندگی خود را به کلی تغییر دهد.

درباره نویسنده، الکس میرز

الکس میرز

الکس میرز

الکس میرز در سال 1994 در کاراکاس ونزوئلا به دنیا آمد. او در رشته خدمات گردشگری تحصیل کرد، اما علاقه اش همیشه ادبیات بود. وقتی او کودک بود، پدربزرگش برای او داستان هایی تعریف می کرد که تخیل او را به پرواز در می آورد. در نهایت عشق او به کتاب به ادبیات نیز تعمیم یافت.

بعد، شروع به شرکت به عنوان نویسنده در Wattpad، جایی که او به ایده های خود آزادی عمل داد. به زودی، جامعه نسبتاً بزرگی از خوانندگان ایجاد کرد و در پلتفرم های دیگر شناخته شد.

اولین کتاب فیزیکی او در سال 2017 منتشر شد. از دست یک ناشر مستقل. پس از آن، میرز به نوشتن در Wattpad ادامه داد. سه سال بعد، او رمانی را منتشر کرد که به دو قسمت تقسیم شده بود. این موضوع او را در پلتفرم نارنجی، شبکه های اجتماعی و سایر مکان های اینترنت تغییر داد و الکس میرز را به یکی از پرخواننده ترین نویسندگان جوان لاتین در حال حاضر تبدیل کرد.

کتاب های دیگر الکس میرز


اولین کسی باشید که نظر

نظر خود را بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخشهای موردنیاز علامتگذاری شدهاند با *

*

*

  1. مسئول داده ها: میگل آنخل گاتون
  2. هدف از داده ها: کنترل هرزنامه ، مدیریت نظرات.
  3. مشروعیت: رضایت شما
  4. ارتباط داده ها: داده ها به اشخاص ثالث منتقل نمی شوند مگر با تعهد قانونی.
  5. ذخیره سازی داده ها: پایگاه داده به میزبانی شبکه های Occentus (EU)
  6. حقوق: در هر زمان می توانید اطلاعات خود را محدود ، بازیابی و حذف کنید.