امروز یکصد و هشتادمین سالگرد تولد گوستاوو آدولفو بکر است

امروز یکصد و هشتادمین سالگرد تولد گوستاوو آدولفو بکر است

در روزهایی مثل امروز است که من مخصوصاً خوشحالم که می توانم درباره ادبیات بنویسم. دلیلش اینجاست: امروز یکصد و هشتادمین سالگرد تولد گوستاوو آدولفو بکر است یکی از دو نویسنده رمانتیکی که رمانتیسم را در اسپانیا "زنده کرد". نویسنده دیگر ، چگونگی نام بردن از او: روزالیا د کاسترو. آنها رمانتیسیسم را که از حدود سال 1850 شروع به زوال کرده بود ، احیا کردند. به همین دلیل ، این دو نویسنده در رده های بعد رمانتیک طبقه بندی می شوند.

اما مراقب Bécquer باشید ، ما به طور خلاصه آنچه شخص و کار او برای ادبیات معنی کرده است را به طور خلاصه بیان می کنیم:

  1. او آثار زیادی نوشت اما بیش از هر چیز به شهرتش معروف است "قافیه ها" y "افسانه ها"، دومی به نثر نوشته شده است.
  2. مثل یک عاشقانه خوب او چندین زن را دوست داشت: جولیا اسپین ، الیسا گیلن و کاستا ناوارو. با دومی در سال 1861 ازدواج کرد و سالها بعد طلاق گرفت.
  3. او بیش از 34 سال درگذشتمتاسفانه مدتها نمی توانستیم از ادبیات او لذت ببریم اما با وجود این او در میان نویسندگان دیگر به نویسنده ای کاملاً شناخته شده تبدیل شد.
  4. با این حال، شعر او پس از مرگ منتشر شد، به طور خاص در سال 1871 ، از آنجا که اولین شعرهای او در آتش گم شد ، که برای آن بکر مجبور شد آنها را دوباره بنویسد ، و همچنین شعرهای جدیدی ایجاد کند ، که او آنها را نامید "کتاب گنجشک ها". پس از مرگ نویسنده ، دوستان و همکاران وی این نوشته ها را دوباره مرتب کرده و با نامی که امروز شناخته شده است منتشر کردند: "قافیه ها".

«Rimas» توسط Bécquer

قافیه های او شعرهای کوتاه ، با لحن محبوب و با موسیقیایی زیاد در ابیات خود هستند. در آنها ، 4 بلوک کاملا متفاوت را می توان کاملا مشاهده کرد:

  • قافیه های I تا VIII: آنها از خود شعر ، از عمل نوشتن شاعر صحبت می کنند. در آنها دشواری شاعر در هنگام یافتن کلمات صحیح که دقیقاً همان چیزی را که می خواهد بگوید بیان می کند ، در موارد بسیاری منعکس می شود.
  • قافیه های IX تا XXIX: آنها درباره عشق امیدوار کننده و شاد صحبت می کنند ، عشقی که برای اولین بار احساس می شود و هیجان انگیز است.
  • قافیه های XXX تا LI: برعکس ، اینها از ناامیدی عشق ، و همه آنچه که این به دنبال دارد ، صحبت می کنند.
  • Rhymes LII تا LXXVI: مکررترین مضامین او تنهایی ، درد ، غم و ناامیدی است.

گوستاوو آدولفو بیکر

در این قافیه ها ، بکر با زنی باریک و چشم آبی صحبت می کند («مردمک آبی شما ...») ، موهای بور و چهره روشن. او می گوید که این یک عشق ناامیدکننده و غیرممکن است ، اما گاهی اوقات زن به نظر می رسد خود شعر باشد ، شعری که به آن نمی رسد ، آن شعر کامل است که در برابر نویسنده مقاومت می کند ...

شعر بکر با آن شعر عاشقانه که قبلاً نوشته شده تفاوت زیادی دارد. Bécquer ، تحت a هاله ای صمیمی و مرموز، از قافیه های هم آوای معمولی ابیات عاشقانه فرار می کند ، و ساخته های خود را ایجاد می کند: کوتاه تر و کوتاه تر ، مستقیم تر ، طبیعی تر ، نه چندان اجباری یا آراسته ، ...

او خودش این شعر را گفت:

«طبیعی ، کوتاه ، خشک ، که مانند جرقه ای برقی از روح سرچشمه می گیرد ، و احساس را با کلمه ای زخم می کند و فرار می کند و از نظر مصنوعی برهنه ، the هزار ایده را که در اقیانوس بی انتهای خیال می خوابند بیدار می کند ».

نمادگرایی شعر وی و ذات شعر آن از قدرت بالایی برخوردار است تأثیر بر نویسندگان مانند خوان رامون جیمنز یا افراد نسل 27. بنابراین ، می توان گفت که بکر شاعری پیش از زمان خود ، پیشگام جنبش های بعدی و همچنین عاشقانه متاخر بود.

در اینجا یک مستند در مورد زندگی و کار GA Bécquer آورده شده است. فقط 15 دقیقه است ، ارزش دیدن دارد:

https://www.youtube.com/watch?v=ycZT7MsxZkA

برخی از قافیه های او (XXX ، LIII ،

RHYME XXX

اشک در چشمانش ظاهر شد
و به لب من یک عبارت از بخشش؛
غرور صحبت کرد و گریه اش را پاک کرد ،
و عبارت روی لبهای من منقضی شد

ریما XXXVIII

من در مسیری قرار می گیرم. او ، برای دیگری؛
اما ، به عشق متقابل ما فکر می کنیم ،
هنوز هم می گویم: "چرا آن روز سکوت کردم؟"
و او خواهد گفت: "چرا گریه نکردم؟"

آه هواست و به هوا می رود.
اشک آب است و به دریا می رود.
به من بگو زن ، وقتی عشق فراموش می شود
آیا می دانید کجا می رود؟

rima liii

پرستوهای تیره برمی گردند
در بالکن شما لانه هایشان را آویزان کنند ،
و دوباره با بال به بلورهای خود
بازی می کنند

اما آنهایی که پرواز جلوی آنها را گرفت
زیبایی و خوشبختی من برای تأمل ،
کسانی که نام ما را یاد گرفتند ...
آنها ... برنخواهند گشت!

پیچ امین الدوله بوته ای برمی گردد
از باغ خود دیوارها برای صعود ،
و دوباره در شب حتی زیباتر
گلهای آن باز خواهد شد.

اما آنهایی که با شبنم مخلوط شده اند
قطره هایش را می لرزاندیم
و مثل اشکهای روز می افتد ...
آنها ... برنخواهند گشت!

آنها از عشق در گوش شما برمی گردند
کلمات آتشین به صدا
قلب شما از خواب عمیق آن
شاید بیدار شود

اما لال و جذب و روی زانویم
همانطور که خدا قبل از محرابش پرستش می شود ،
همانطور که من شما را دوست داشته ام ...؛ از قلاب خارج شوید ،
خوب ... آنها شما را دوست نخواهند داشت!


محتوای مقاله به اصول ما پیوست اخلاق تحریریه. برای گزارش یک خطا کلیک کنید اینجا.

نظر بدهید ، نظر خود را بگذارید

نظر خود را بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

*

*

  1. مسئول داده ها: میگل آنخل گاتون
  2. هدف از داده ها: کنترل هرزنامه ، مدیریت نظرات.
  3. مشروعیت: رضایت شما
  4. ارتباط داده ها: داده ها به اشخاص ثالث منتقل نمی شوند مگر با تعهد قانونی.
  5. ذخیره سازی داده ها: پایگاه داده به میزبانی شبکه های Occentus (EU)
  6. حقوق: در هر زمان می توانید اطلاعات خود را محدود ، بازیابی و حذف کنید.

  1.   Teodora Leon Salmon توسط Amiot dijo

    خوب ، من خیلی دوست داشتم به صوتی مربوط به زندگی بکر گوش داده و قافیه های او را بخوانم. و به عنوان یک عاشق نامه دوست دارم اخبار ادبی را دریافت کنم.
    من هم می نویسم و ​​منتشر می کنم.
    بسیار متشکرم.
    تئودورا